اگر جستجو در گوگل کندتر، نامرتبتر و غیرقابل اعتمادتر از گذشته به نظر میرسد، به این دلیل است که همینطور است. نتایج گوگل اکنون تحت سلطه متنهای تولید شده توسط هوش مصنوعی، تبلیغات تهاجمی و شلوغیهای بهینه شده توسط سئو هستند که اطلاعات قابل اعتمادی را که به دنبال آن هستید، پنهان میکنند.
بررسی اجمالی هوش مصنوعی اغلب هدف را گم میکند
بررسیهای اجمالی تولید شده توسط هوش مصنوعی گوگل، که قرار است پاسخهای سریع را در بالای نتایج جستجو ارائه دهند، اغلب از مفید بودن واقعی برخوردار نیستند. این خلاصهها معمولاً بیش از حد ساده، فاقد ظرافت و برگرفته از منابع مشکوکی هستند که همیشه قابل اعتماد نیستند.
به عنوان مثال، وقتی عبارت “چگونه یک ماهیتابه چدنی را بدون خراب کردن آن تمیز کنیم” را جستجو کردم، انتظار داشتم راهنماییهای خاصی را ببینم که مبتنی بر بهترین شیوههای پخت و پز باشند. در عوض، بررسی اجمالی هوش مصنوعی یک لیست کلی ارائه میدهد: از سابیدن شدید خودداری کنید، با آب صابون بشویید، از اسکراب نمک استفاده کنید و حتی زنگزدگی را با سیبزمینی و جوش شیرین تمیز کنید.

این گزارش نه تنها متناقض بود (ابتدا هشدار در مورد صابون، سپس توصیه آن)، بلکه بیشتر اطلاعات خود را از تاپیکهای ردیت، پستهای کورا و ویدیوهای یوتیوب گرفته بود. هیچکدام از این افراد، متخصصان شناختهشدهای در زمینه مراقبت از ظروف پختوپز نیستند.
این نوع خلاصه هوش مصنوعی، در حالی که توصیههای متناقض یا بیش از حد سادهشده ارائه میدهد، توهم اعتبار را القا میکند. به جای برجسته کردن تکنیکهای مورد حمایت متخصصان یا پیوند دادن به منابع معتبر آشپزی، محتوا را بدون هیچ فرآیند بررسی روشنی، سرهمبندی میکند. نتیجه؟ یک پاسخ سطحی که ممکن است ضررش بیشتر از فایدهاش باشد، بهویژه برای افرادی که به دنبال راهنماییهای قابل اعتماد هستند.
نتایج جستجو، تبلیغکنندگان را به کاربران ترجیح میدهند
تجربه استفاده از گوگل امروزه اغلب کمتر شبیه یک موتور جستجو و بیشتر شبیه پیمایش یک گالری بیلبورد است و بسیاری از کاربران را به جستجوی موتورهای جستجوی جایگزین که میتوانند نتایج مرتبطتری ارائه دهند، ترغیب میکند. لینکهای حمایتشده تقریباً در بالای هر صفحه نتایج قرار دارند و طوری طراحی شدهاند که شبیه پاسخهای واقعی به نظر برسند. تمایز کمی بین نتایج پولی و ارگانیک وجود دارد، که پیدا کردن سریع آنچه به دنبال آن هستید را دشوارتر میکند.
در زیر تبلیغات، گوگل فضا را با ویژگیهایی مانند «مردم نیز میپرسند»، پاسخهای تولید شده توسط هوش مصنوعی و چرخ فلکهای محصول پر میکند. این عناصر ممکن است مفید به نظر برسند، اما برای نگه داشتن شما در پلتفرم گوگل ساخته شدهاند و در طول مسیر، نمایش تبلیغات و رفتار ردیابی را افزایش میدهند.
محتوای واقعی و بدون پرداخت – چیزی که اکثر مردم سعی در دستیابی به آن دارند – در پایین قرار داده شده است. در صفحه نمایش تلفن همراه، اغلب برای دیدن اولین نتیجه ارگانیک، چندین اسکرول لازم است. حتی در آن صورت، صفحهای که در آن قرار میگیرید اغلب پر از لینکهای وابسته است که فروش را بر محتوا اولویت میدهند.
چیزی که قبلاً به عنوان ابزاری برای کاوش در وب احساس میشد، اکنون مانند قیفی به سمت محتوای پولی به نظر میرسد. کسب و کار گوگل به تبلیغات وابسته است و چیدمان نتایج جستجو به طور فزایندهای این اولویت را منعکس میکند، اغلب به قیمت از دست دادن زمان، اعتماد و توانایی شما برای یافتن اطلاعات قابل اعتماد.
ظهور کلیکبیت و تیترهای گمراهکننده
از آنجایی که الگوریتم جستجوی گوگل به طور فزایندهای محتوای طراحی شده برای جذب کلیک را به جای ارزش واقعی ترجیح میدهد، تیترهای کلیکبیت جای آن را گرفتهاند. این عناوین جنجالی اغلب بیش از آنچه میتوانند ارائه دهند، وعده میدهند و شما را به نتایجی هدایت میکنند که نامربوط، سطحی یا کاملاً گمراهکننده هستند.
اخیراً، من “سریع ۱۱” را جستجو کردم به امید اینکه اطلاعات قابل اعتمادی در مورد فیلم آینده پیدا کنم. در عوض، با کلیکبیت بمباران شدم. نتایج برتر، تریلرهای جعلی و تولید شده توسط هوش مصنوعی با عناوینی مانند “تریلر جدید” با حضور وین دیزل و کودی واکر بودند. درست در زیر تصاویر کوچک ویدیو، تیترهای جذابی مانند “آیا محکوم به فنا است؟” وجود داشت – با وجود اینکه فیلمبرداری حتی شروع نشده است. این یک دیوار از اطلاعات نادرست و مطالب بیارزش تولید شده توسط هوش مصنوعی بود، بدون هیچ چیز معتبر یا مفیدی.

نتایج گوگل اکنون بر روی ترفندهای سئو مانند عبارات جذاب، عناوین پر از کلمات کلیدی و تصاویر کوچک چشمنواز به جای محتوای واقعی تمرکز دارد. این امر یک سوال ساده را به یک جستجوی ناامیدکننده برای یافتن پاسخهای واقعی تبدیل میکند.
اضافه کردن “ردیت” به طور فزایندهای ضروری شده است
در برههای از زمان، بسیاری از کاربران شروع به اضافه کردن کلمه “ردیت” به جستجوهای خود کردند. این تصادفی نیست؛ بلکه نوعی دفاع است. اگر به دنبال توصیههای محصول، نکات عیبیابی یا توصیههایی هستید که ریشه در تجربه واقعی دارند، اضافه کردن “ردیت” به شما کمک میکند تا از بیشتر مطالب بیارزش دور شوید.
چرا؟ زیرا در اعماق تاپیکهای ردیت و انجمنهای قدیمی، مکالمات واقعی بین انسانها وجود دارد. شما نظرات واقعی را با احساسات و تحلیل انسانی دریافت میکنید، نه لینکهای وابسته سرد یا محتوای بازی شده با سئو. شما افرادی را میبینید که توضیح میدهند چه چیزی کار کرده، چه چیزی کار نکرده و چرا. این نوع زمینهای است که خلاصههای تولید شده توسط هوش مصنوعی و وبلاگهای عمومی قادر به تکرار آن نیستند.
این دیگر یک تکنیک حاشیهای نیست؛ بلکه به رفتاری گسترده تبدیل شده است. این یک حقیقت ساده را آشکار میکند: مردم به بالای صفحه نتایج گوگل اعتماد ندارند – آنها به جوامع کاربران واقعی اعتماد دارند. اکنون ما تحت فشار هستیم تا از ترفندهایی برای پیمایش مؤثرتر در گوگل استفاده کنیم. این یک شاخص جدی از آنچه جستجوی گوگل به آن تبدیل شده است، میباشد.
توضیحات متا اغلب گمراهکننده هستند
در نگاه اول، خلاصههای کوتاه زیر هر لینک قابل کلیک در جستجوی گوگل – که به عنوان توضیحات متا شناخته میشوند – مفید به نظر میرسند. آنها برای ارائه پیشنمایشی سریع از محتوای یک صفحه وب طراحی شدهاند و به شما این امکان را میدهند که تصمیم بگیرید روی آن کلیک کنید یا نه. با این حال، در عمل، آنها اغلب گیجکننده، متناقض یا کاملاً گمراهکننده هستند.
این قطعهها همیشه توسط نویسنده وبسایت نوشته نمیشوند. در بسیاری از موارد، گوگل آنها را بر اساس محتوای صفحه به طور خودکار تولید میکند، گاهی اوقات جملات را از متن بیرون میکشد یا هدف صفحه را نادرست نشان میدهد. این زمانی مشکلساز میشود که شما این خلاصهها را به عنوان پاسخهای قابل اعتماد در نظر بگیرید.
مثال من از جستجوی “سریعترین حیوان خشکی” را در نظر بگیرید. تقریباً هر نتیجه به یوزپلنگ اشاره میکند، اما توضیحات متا به شدت متفاوت است. یک لینک ادعا میکند که یوزپلنگها به سرعت ۶۰ مایل در ساعت میرسند، دیگری اصرار بر سرعت ۷۵ مایل در ساعت دارد – عددی که هرگز ثبت نشده است.

حتی مضحکتر، خلاصه یک پست ردیت به شوخی میگوید که گاوی که از ارتفاع ۳۵۰۰ پایی از هلیکوپتر سقوط کرده، از نظر فنی سریعترین حیوان خشکی است. اگرچه این موضوع آشکارا طنزآمیز است، اما این خط در کنار منابع جدی ظاهر میشود و مرز بین واقعیت و داستان را محو میکند.
الگوریتم گوگل برای ارزیابی دقت طراحی نشده است؛ بلکه فقط ارتباط و تعامل را ارزیابی میکند. از آنجایی که هوش مصنوعی به طور فزایندهای این خلاصهها را هدایت میکند، کاربران باید تشخیص دهند که آنچه در زیر هر لینک ظاهر میشود، همیشه حقیقت تایید شده نیست. توضیحات اغلب حدسهای خودکار هستند که از ظرافت و زمینه تهی شدهاند.
سئو به یک سلاح تبدیل شده است
در ابتدا، بهینهسازی موتور جستجو (سئو) برای کمک به موتورهای جستجو در درک و رتبهبندی محتوای مفید در نظر گرفته شده بود. این اصل مدتهاست که از بین رفته است. در سال ۲۰۲۵، سئو به یک بازی دستکاری تبدیل شده است و به نفع شرکتهایی با پول، نرمافزار و نفوذ است.
گوگل به جای برجسته کردن صفحات آموزنده یا آموزنده، اکنون به نفع صفحاتی است که به بهترین شکل از “قوانین” پیروی میکنند. پر کردن بیش از حد کلمات کلیدی، زیرعنوانهای پر از عبارات جستجو، مقدمههای حجیم که برای افزایش معیارهای تعامل طراحی شدهاند و بخشهای پرسش و پاسخ که با عبارات رباتیک پر شدهاند، بالای نتایج گوگل را پر میکنند.
این صفحات اغلب توسط ابزارهای هوش مصنوعی ایجاد میشوند، توسط متخصصان سئو اصلاح میشوند و توسط شرکتهای بازاریابی دیجیتال در مقیاس بزرگ منتشر میشوند. هدف اطلاعرسانی نیست، بلکه تسلط بر نتایج جستجو و تبدیل کلیکها به دلار است. وبلاگهای شخصی، متخصصان حوزههای تخصصی و روزنامهنگاران مستقل شاهد کاهش ترافیک خود بودهاند، نه به این دلیل که محتوای آنها مفید نیست، بلکه به این دلیل که فاقد منابع فنی برای رقابت هستند. بینش ارزشمند انسانی اکنون در زیر لایههایی از نویز استراتژیک دفن شده است.
گوگل این میدان نبرد را ایجاد کرد، سپس سلاحهای بزرگتر را به کسانی که مایل به بهرهبرداری تهاجمی از آن هستند، داد. در این روزگار، کیفیت نیست که برنده میشود. هر کسی که بتواند سیستم را به طور مؤثرتر بازی دهد، برنده است.
مطلب مرتبط:
- بدترین ویژگی جستجوی گوگل به یوتیوب میآید
- آموزش تشخیص خودکار محتوای هوش مصنوعی در کروم
- آموزش تعمیرات لپ تاپ
جستجوی گوگل سعی میکند همه چیز باشد – و در موارد ضروری شکست میخورد
گوگل در تلاش خود برای فراتر رفتن از یک موتور جستجو، صفحات نتایج خود را با شلوغی پر کرده است. دیگر به سادگی با یک لیست تمیز از لینکها مواجه نیستید. در عوض، با یک رابط کاربری گسترده پر از ویجتهای خرید، داستانهای برتر، کادرهای پاسخ، «دیدگاهها» از اینفلوئنسرها و حتی نکات برجسته یوتیوب روبرو میشوید.
هدف اصلی جستجو سادگی بود: یک سوال تایپ کنید، پاسخهای مرتبط دریافت کنید. اکنون، گوگل تلاش میکند نیازهای شما را با پوششها و ویژگیهای پیشبینیکنندهای که اغلب هدف را از دست میدهند، پیشبینی کند.
من «ایدههای تعطیلات ایتالیا» را جستجو کردم، با این فکر که توصیههای هتل، نکاتی در مورد وسایلی که باید همراه داشته باشم و مجموعهای از مکانهای دیدنی را دریافت میکنم. در عوض، با بستههای تعطیلات و برنامههای سفر سختگیرانهای که توسط شرکتهای بزرگ مسافرتی فروخته میشد، بمباران شدم. آن نوع توصیه مفید و دست اولی که واقعاً به دنبالش بودم، در اعماق صفحات مدفون شده بود.

گوگل در تلاش برای تبدیل شدن به یک پلتفرم همهکاره برای اطلاعات، خرید و سرگرمی، خروجی دقیق و قابل اعتمادی را که قبلاً داشت، رقیق کرده است.
جستجوی گوگل از بین نرفته است، اما دیگر مانند ابزار قابل اعتمادی که قبلاً بود، به نظر نمیرسد. به جای یافتن آسان پاسخها، اکنون مجبورید از تبلیغات طفره بروید، محتوای بیکیفیت را بررسی کنید و برای رسیدن به نتایج بهتر، عبارات جستجو را تغییر دهید. مسیر این تغییر مشخص نیست، زیرا گوگل بر حالت هوش مصنوعی جدید خود تمرکز دارد که جایگزین جنبههایی از جستجوی گوگل خواهد شد.
در سال ۲۰۲۵، جستجو بیشتر شبیه یک کار طاقتفرسا به نظر میرسد که توسط تبلیغکنندگان و کارخانههای تولید محتوا شکل گرفته است تا یک کاربرد واقعی. اینترنت از اطلاعات ارزشمند خالی نشده است؛ گوگل فقط یافتن آن را دشوارتر کرده است.